سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
صبا

چه باید کرد؟

ارسال‌کننده : عبدالله در : 86/4/16 10:28 عصر

 

    تا حالا شده در یک مشکلی گیر کنید ، نه راه پس داشته باشید و نه راه پیش ؟ من الان این جوری شده ام ! از یک طرف فکر می کنم آدم باید برود دنبال عقایدش تا انتها ، بحث های فلسفی و بین مذاهب و فقهی ، بعد هم هر وقت یک مخالفی پیدا شد با او بحث کند که شاید نکته ای از این بحث یاد بگیرد و به یکی از اشکالات خودش واقف بشود ! اما همین که یک کم  -نه اون جور که باید- بهش می پردازم ، یک دفعه سرم رو بلند می کنم ومی بینم که بله ! دو ترم اول دانشگاه گذشت و این مشغله های ذهنی جز چند درس افتاده و یک معدل نامطبوع(!) حاصلی نداشته !

حالا چه راه حلی هست ؟

راه حل اول : به همین منوال ادامه بده ، فقط آخرش یک آدمی می شوی با یک انبان سواد ، درس رو با یک وضع فجیع تموم کردی و نشستی ور دل زن و بچه ات ! همش هم دنبال این جور بحث ها هستی و همه رو خسته کردی ! زن و بچه ات هم از داشتن هم چنین پدر جالبی خیلی خوشحال نیستند .

راه حل دوم : این بحث ها رو بگذاری کنار و بشوی پسر خوب مامان ! درست رو بخوانی و معدل بالا بگیری و بروی تا مدارج بالا ، همه هم می گن : یه پسر درسخون مؤمن ! البته دیگر اگه یکی خلاف عقیده ات حرف زد ، حرفی نداری و اصولاً نه حوصله ی بحث های فلسفی و مذهبی رو داری و نه ازشون سر در می آوری ! 

راه حل سوم : درس دانشگاه رو بگذاری کنار و بری سراغ علوم انسانی و دینی ! البته باید جرئت مخالفت با اطرافیان و شنیدن سرزنش خیلی ها رو برای حالا حالا ها داشته باشی ، البته سختی کشیدن و بی پولی و سرزنش زن و بچه هم ممکنه بعداً الصاق بشه ! شاید هم بعداً به این نتیجه برسی که اگه همون مهندسی می خواندی مفیدتر بودی !

راه حل چهارم : کامپیوتر رو خاموش کنی و بری بخوابی تا بیش از این اراجیف نگویی !

... حالا شما راه حلی به نظرتون نمی رسه ؟




کلمات کلیدی : روزمرگی