حبذا بر تو نگرش هاي دم دستي راضيت نمي كند و مغز كلام را مي شكافي به افق نظر دوخته حبل متين را مخكم گرفته واز شعاع اسم اعظم جوانه زده وروزهاي تناوري را انتظار مي كشي