• وبلاگ : همان حكايت هميشگي !
  • يادداشت : داستان کوتاه: کابوسِ واقعيت
  • نظرات : 0 خصوصي ، 8 عمومي
  • چراغ جادو

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    رهپويان استيل ارائه دهنده انواع نرده هاي استيل، نرده هاي آلومينيوم، نرده هاي جوشي، حفاظ استيل و مجهز به تکنولوژي الکتروپوليشينگ در سازه هاي استيل مي باشد. کيفيت را با ما تجربه کنيد.
    http://www.rahpooyansteel.com/
    وقتي نمي دونم خوابم يا بيدارم، ميشه به جاي اينکه بي پروا بشم و کاري رو بکنم که در بيداري نمي توانم، ميشه به جاي اين کار کمي تا قسمتي بي خيال همه ي نگراني ها و زشتي هاي دنيايي بشم که معلوم نيست واقعيه يا خيالي :)
    داستان قوي ايه، من رو ياد فيلم inception (درست نوشتم؟) انداخت. به نظرم در لابه لاي ماجراي اون فيلم نگاه خيلي عميق و جالبي به اين درهم تنيدگي خواب بيداري شده بود. :)
    پاسخ

    نگاه مثبت يعني همين که تو داري! البته تو اون فيلم هر خواب درجه‌اي از حقيقت داشت، اما اين‌جا مرز خواب و بيداري مبهمه، خواب‌هاي متوالي در يک شب؟ خواب ديدن درون رؤيا؟ واقعيتي که با خواب‌رفتن‌هاي متوالي از ياد مي‌رود؟ ...
    بسيار متن قابل تاملي بود. و بسيار ظريف و هنرمندانه؛ البته مي بايست حواسمان باشد که همچنين موضوعي، پهنايِ يک نمايشنامه را مي طلبد تا يک داستان کوتاه اما، به هر طريق بنده بسيار استفاده نمودم.
    موفق و مويد باشيد
    پاسخ

    سلام دوست اديب من! شما اگر تعريف کني از متني بايد نويسنده اش خيلي خوشحال بشه! :) حق با شماست، نمايشنامه مي‌طلبد
    + دوست 
    هيچ علامت قطعي در دسترس نيست که بتوان به دقت ميان خواب و بيداري فرق نهاد. اين‌جاست که سخت سرگردان مي‌شوم و اين سرگشتگي به حدي است که تقريبا مي‌توانم قانع شوم که در خوابم.
    کي گفته است.علم پزشکي خيلي پيشرفت کرده ها!!
    اگر تفاوت نبود دو اسم برايش نمي گذاردند
    حال کردي به کجاي مطلب گير دادم.
    فيلم ترسناک خوبي بود ولي کمي زود لو رفت.
    پاسخ

    وقتي شما خود نمي‌تواني مطمئن باشي که خوابي يا بيداري پزشکي به چه کار مي‌آيد؟ اين گزاره وجداني است درباره خود فاعل شناسايي است. داستان هم قرار نبود فيلم ترسناک تکان‌دهنده بشه، يعني قرار نبود خواننده را شوکه کند
    سلام
    البته يه شعر ديگه اي هست من اون رو بيشتر دوست دارم!

    وقتي که خوابي نيمه شب، تو را نگاه مي کنم
    زيبائيت را با بهار، گاه اشتباه مي کنم

    از شرم سرانگشت من، پيشانيت تر مي شود
    عطر تنت مي پيچيد و دنيا معطر مي شود

    گيسوت تابي مي خورد،مي لغزد از بازوي تو
    از شانه جاري مي شود،چون آبشاري موي تو

    چون برگ گل در بسترم،مي گستراني بوي خود
    من را نوازش مي کني بر مهربان زانوي خود

    آسيمه مي خيزم ز خواب،تو نيستي اما دگر
    اي عشق من،بي من کجا؟ تنها نرو من را ببر

    من بي تو مي ميرم مرو،من بي تو مي ميرم بمان
    با من بمان زين پس دگر،هرچه تو مي گويي همان

    در خواب آخر عشق من، در برگ گل پيچيدمت
    مي خوابم اي زيباترين، در خواب شايد ديدمت

    يا علي
    سلام
    گر چه با يادش ، همه شب
    تا سحر گاهان نيلي فام ، بيدارم
    گاهگاهي نيز ، وقتي چشم بر هم مي گذارم
    خواب هاي روشني دارم ، عين هشياري
    آنچنان روشن كه من در خواب
    دم به دم با خويش مي گويم كه :
    بيداري ست، بيداري ست ، بيداري
    اينك ، اما در سحر گاهي ، چنين از روشني سرشار
    پيش چشم اين همه بيدار، آيا خواب مي بينم ؟
    اين منم ، همراه او ؟
    بازو به بازو
    مست مست از عشق ، از اميد ؟
    روي راهي تار و پودش نور ، از اين سوي دريا
    رفته تا دروازه خورشيد ؟
    اي زمان ، اي آسمان ، اي كوه ، اي دريا
    خواب يا بيدار ، جاوداني باد اين رؤياي رنگينم

    فريدون مشيري

    يا علي
    سلام
    انسان زماني مي تواند از خود به او فرار بکند که با تمام وجود در مقابل حضرتش به خاک افتد و در سجده اش زمزمه کند لا اله الّا انت سبحانك انى كنت من الظالمين‏ چرا که امام صادق (عليه السلام) فرمودند:
    در شگفتم از كسى كه اندوهگين مى ‏شود، چگونه به اين سخن خداوند پناه نمى ‏برد: « لا اله الّا انت سبحانك انى كنت من الظالمين خدايى جز تو نيست، تو منزهى و من از ستمگران بودم.» چون از خداوند شنيدم كه پس از آن مى ‏فرمايد: «ما او را اجابت كرديم و او را از غم نجات داديم و اين چنين مؤمنان را نجات مى‏ دهيم.»(ترجمه کتاب الخصال ابن بابويه - ترجمه جعفري جلد1 ص317)
    کاربر گرامي، سلام
    در تاريخ شنبه 29 مهر 91 نوشته (کابوسِ واقعيت) شما به فهرست نوشته هاي برگزيده در مجله پارسي نامه افزوده شده است. اميدواريم هميشه موفق باشيد.
    پاسخ

    ممنون از لطف شما آقاي عابديني